دل نوشته

کامران و هومن دو ستاره ی تکرار نشدنی آسمان موزیک ایران

سلاممممم

خوش میاد نیستم ولی بازم کسی تحویل نمیگیره

ولی من هدفی که از وب داشتن داشتم پیدا کردن دوستای خوب بود که فکر کنم دسته گلاشونو جدا کردم باهاشون دوست شدم.... دوستام عاشقتونممممم

تبریک میگم تبریک میگم

واسه اینکه پس از تقریبا یه سال خبرایی شده که کم کم دیگه انتظارا به پایان میرسهههه و ویدئوی جدید کامران و هومن تحولی در موسیقی پاپ ایران

تبریکککککککککککککککککک وای من که دیگه نمیتونم تحمل کنم حتی یه روز دیگه.... وایییی خیلی منتظرمممم تو عمرم اینقدر منتظر نبودم که واسه این ویدئو بودم

بچه ها دوستتون دارم خیلی زیاد به چشماتمونم خیللییییییی میاد ....

بی صبرانه منتظریممممم منتظر فرشته های آسمونیمون با شاهکار جدیدشون

پیوست:نیاز جون مرسی که سر میزنی عزیزم ببخشید من کلا به نت دسترسی ندارم ببخشید گلم

خدانگهدار همگی

تنها شادی زندگیم آن است که هیچ کس نمیداند چقدر غمگینم

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 21:58 توسط Ghazal| |

سلام

دوستانی که قبلا تو این وب لینک بودند یه بار دیگه آدرس وبشون رو واسه من بفرستن تا دوباره لینک بشن و منم بدونم کدوم وب ها رو باید برم سر بزنم و بگید که با چه اسمی لینکتون کنم

فقط اومدم همینو اطلاع بدم و برم.... نگید غزل بی معرفته و به ما سر نمیزنه باور کنید همین یه ذره آپم به زور کردم....

بچه ها دلم واسه کامران وهومن تنگ شده هر دفعه که طول میکشه ویدئوی بعدی شون بیاد من افسردگی مزمن میگیرمممم

کجایی که داره بی تو نفسم میگیره؟؟؟

تو رو میخوام کنارم بی تو آروم ندارم...

نمیتونه جاتو کسی تو دلم بگیره...

فقط تو رو میخوام من بی تو آروم ندارم...

بی تو زندگی محاله بی تو یه روز یه ساله...

دلم برات چه تنگه دنیا با تو قشنگه....

خب دیگه خدانگهدار همگی

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت 14:54 توسط Ghazal| |

  • عشق یعنی با تو گشتن هم کلام.... عشق یعنی انتظار یک سلام.... عشق یعنی دست های رو به دوست.... عشق یعنی مرگ در راهت نکوست.... عشق یعنی شاخه ای گل در سبد.... عشق یعنی دل سپردن تا ابد....

  • گاهی دویدن برای رسیدن به کسی نفسی برای ماندن در کنار او باقی نمیگذارد....

 

  • تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت؟ تا به کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت؟ تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟ یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد؟ بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار؟ خسته ام از زندگی با غصه های بیشمار....
  • کاش همیشه در کودکی میماندیم تا به جای دلمان سر زانوهایمان زخم میشد....
  • نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند.... و کسانی هستند که هرگز تکرار نمیشوند و حرفایی که معنی شان را خیلی دیر میفهمیم.... کاش زودتر میدانستم...

 سلام

جملاتی که پایین مینویسم شعراییه که دوسشون دارم

  • منو ازمن نرجونم از این دنیا نترسونم.تمام دل خوشی هامو به آغوش تو مدیونم... اگه دل سوخته ای عاشق مثه برگی نسوزونم... منو دریاب که دل تنگم... مدارا کن که ویروونم...پر از احساس آزادی نشسته کنج زندونم... یه بغض کهنه که انگار میون ابرو بارونم... وجودم بی تو یخ بسته بتاب سردم زمستونم...
  • از کدوم خاطره برگشتی به من؟ که دوباره از تو رویایی شدم؟ همه ی دنیا نمیدیدن منو... من کنار تو تماشایی شدم..... من خدا رو هرشب این ثانیه ها به تماشای تو دعوت میکنم...
  • تو هوایی که برای یک نفس خودمو از تو جدا نمیکنم... تو برای من خود غرورمی من غرورمو رها نمیکنم.... تا به اعجاز تو تکیه میکنم شکل آغوش تو میگیره تنم... اون کسی که پیش چشم یک جهان به رسالت تو تن میده منم.....
  • واسه چی؟ تو هنوز توی عمق ترانه هامی واسه چی؟ واسه چی؟ توی هر نفسم تو هنوز باهامی واسه چی؟ واسه چی؟ مگه نه اینکه دستامو ول کردی... نذاشتی با تو دنیامو بسازم... تو رو هرشب به این جاده ی تاریک و غمناک... واسه چی میبازم؟ چرا این جاده میپیچه همش سمت یه بیراهه؟ چرا من از تو جا موندم؟
  • من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو میپرسته؟ کی برات میمیره؟ کی نمیشه خسته؟ کی تو رو میذاره روی دوتا چشماش؟ کی اگه نباشی میگیره نفسهاش؟

این عکس فیس بوک کامران وهومنه اولش که دیدم فکر کردم هومن موهاشو بلند کرده هنگ کرده بودم واسه پنج دقیقه عینک قبلی کامران به نظرم بهتر بود هر چند فرشته هامون همه جوره و با هر نوع عینکی خوشگل و بیستن

بچه ها اینم بگم که من فقط پنج شنبه ها میتونم بیام نت اگه نیومدم وبتون لطفا ازم ناراحت نشین میام ولی ممکنه با تاخیر بیام

دوستتون دارم

 

نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1391ساعت 14:40 توسط Ghazal| |

سلام بچه ها:

من برگشتم.البته اگه بشه بهش گفت برگشتن.

شاید نا امید تر از قبل باشم ولی...

ولی هنوزم با تمام وجودم عاشقم کامرانم و هومنو هنوزم عین برادر نداشته ام دوست دارم.

میگم چرا رفتم و چی شد که دوباره برگشتم.

رفتم چون نمیتونستم خودمو جوری نشون بدم که از عاشق بودن زجر نمیکشم.

و برگشتم چون میخوام این دفعه هر احساسی دارم رو بروز بدم و برگشتم چون نیاز داشتم احساس کنم که هنوز یکی از طرفدارای پرو پا قرص کامران و هومنم و هنوز عاشق کامرانم.

در ضمن دلم برای وبم تنگ شده بود.

تو این مدت که نبودم یه سری از بچه ها بهم کمک کردن و منو با غم و غصه تنها نذاشتن. واقعا ازشون ممنونم.

ریحانه جونمپرنیان عزیزمفرات گلمیاسمن نازنینمترانه مهربونم

عزیزای دلم واقعا ازتون ممنونم.

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 13:36 توسط Ghazal| |


Design By : Night Skin